عسلعسل، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

نخستین هدیه آسمانی

وقی فرشته کوچولوی مامان بالهاشو روی زمین باز کرد

لالالالا گل پونه بابات رفته در خونه لالالالا گلم باشي هميشه در برم باشي لالالالا گل آلو درخت سيب و زرد آلو لالالالا گلي دارم به گاچو بلبلي دارم لالالالا گل خشخاش بابات رفته خدا همراش لالالالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره لالالالا گلم لالا بخواب اي بلبلم لالا لالالالا گل دشتي همه رفتن تو برگشتي خداوندا تو پيرش كن خط قرآن نصيبش كن لالالالاگلم باشي بزرگ شي همدمم باشي كلام الله تو پيرش كن زيارتها نصيبش كن لالالالاگل زردم نبينم داغ فرزندم خداوندا تو ستاري همه خوابن تو بيداري به حق خواب و بيداري عزيز م را نگه داري لالالالاگل خشخاش بابات رفته خدا همراش بابات رفته به هل چيني، بياره قند و دارچينی ...
13 فروردين 1390

انتخاب عکس عسل خانم به عنوان یکی از عکسای برتر و انتشارش در بلوار عکاسان

لازم به توضیحه که بگم یه ماه پیش عکس دختر گلمو با عنوان بهترین لبخند که در سایت با نام لبخند یه فرشته آسمونی قابل دیدنه شرکت دادم و خانمی مامان عکسش واسه انتشار توسط مدیریت انتخاب شد.مامانی یه ایمیل با این مضمون دریافت کرد.  Your photograph, the best smile, was selected   دورت بگردم مامانی که اونور دنیا هم عاشق خنده هات میشن اینم متن کامل ایمیلشون   The editorial team of Boulevard of Photographers regularly examines photographs submitted by professional and amateur photographers from all over the world. We publish in an Anthology the photographs that we particularly like. We are pleased to notify yo...
8 فروردين 1390

کارای جدید عسل خانم

دختر گلم عسلی مامان           الان که دارم برات مینویسم سه شنبه شب روز ۱۰ اسفند ماه سال ۱۳۸۹ شمسیه.شما خانمی روی زمین دراز کشیدیو داری یکم غر ولند میکنی .تازه از خواب پاشدیو یکم بیتابی کردی اینم از عادتای تازت شده که بعد از اینکه از خواب پا میشی کلی خودتو لوس میکنی و یکمیم گریه لوسی میکنی و من بیچاره هم باید کلی نازتو بکشم تا آروم شی.الان دارم تند تند تایپ میکنم چون معلوم نیست دوباره ارور ندی.الان میخوام چند تا از کارایی که جدیدن میکنی برات بگم.     ۱)هفته پیش با کمال تعجب خود خودت سرتو روی متکا گذاشتیو لا لاکردی.       &nb...
27 اسفند 1389

کارای جدید عسل خانم

دختر گلم عسلی مامان الان که دارم برات مینویسم سه شنبه شب روز ۱۰ اسفند ماه سال ۱۳۸۹ شمسیه.شما خانمی روی زمین دراز کشیدیو داری یکم غر ولند میکنی .تازه از خواب پاشدیو یکم بیتابی کردی اینم از عادتای تازت شده که بعد از اینکه از خوابپا میشی کلی خودتو لوس میکنی و یکمیم گریه لوسی میکنی و من بیچاره هم باید کلی نازتو بکشم تا آروم شی.الان دارم تند تند تایپ میکنم چون معلوم نیست دوباره ارور ندی.الان میخوام چند تا از کارایی که جدیدن میکنی برات بگم. ۱)هفته پیش با کمال تعجب خود خودت سرتو روی متکا گذاشتیو لا لاکردی. ۲)قبلن که غلت میزدی دیگه نمیتونستی برگردی اما الان د...
26 اسفند 1389