عسلعسل، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

نخستین هدیه آسمانی

کمی از گذشته

    مینویسم به عشق شیرینی زندگیم عسل   دختر نازم قسم به عشق تمام دخترکان سرزمینم عاشقانه دوستت دارم.   امروز جمعه ۱/۱۱/۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۰ بعد از ظهره.دختر قشنگم خدا رو شکر امروز حالت بهتره و تونستی خوب شیر بخوری ولی دیشب هر کاریت کردم شیر نخوردی .ترسیده بودم نکنه خدا نکرده ضعف کنی همش بیدار میشدم سعی میکردم بهت شیر بدم ولی نمیخوردی بالاخره ساعت ۸ تونستم بهت شیر بدم و بعدش خوابوندمت.تا الان خدا رو شکر مشکلی نداشتی .       عزیز دلم امروز میخوام بازم برات از اون ۹ ماهی بگم که توی دل مامان لونه کرده بودی.درست از وقتی که فهمیدم یه فرشته کوچولو ...
16 تير 1390

کمی از گذشته

مینویسم به عشق شیرینی زندگیم عسل دختر نازم قسم به عشق تمام دخترکان سرزمینم عاشقانه دوستت دارم. امروز جمعه ۱/۱۱/۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۰ بعد از ظهره.دختر قشنگم خدا رو شکر امروز حالت بهتره و تونستی خوب شیر بخوری ولی دیشب هر کاریت کردم شیر نخوردی .ترسیده بودم نکنه خدا نکرده ضعف کنی همش بیدار میشدم سعی میکردم بهت شیر بدم ولی نمیخوردی بالاخره ساعت ۸ تونستم بهت شیر بدم و بعدش خوابوندمت.تا الان خدا رو شکر مشکلی نداشتی . عزیز دلم امروز میخوام بازم برات از اون ۹ ماهی بگم که توی دل مامان لونه کرده بودی.درست از وقتی که فهمیدم یه فرشته کوچولو قراره بیاد خونمون با یکی از د...
16 تير 1390

دخترم عسل

دختر نازم عسل کوچولوم الان ساعت 4 بعد از ظهر روز سه شنبه 14 تیر ماه سال 90 شمسیه.شما کنارم داری شیطونی میکنی منم  تند تند تایپ میکنم.تازگیها یاد گرفتی میری پشت میز کامپیوتر و تمام سیماشو میکشی منم هر وقت میام کانکت شم میبینم که نمیتونم کلن عاشق سیمی هر جا ببینی میدویی میکشی براتم فرق نداره چی باشه.راستی دیشب  بابایی ساعت تلفنو تنظیم کرده بود که صبح پا شه اما یادش رفته بود اون آهنگ جینگیلی مستونو از روش برداره وقتی ساعت 6 صبح تلفن زنگ خورد تو پاشدی ولی دیدم بابایی داره باهات حرف میزنه من که نا نداشتم پا شم گفتم بابا جون خودش باید خوابت کنه دیگه نفهمیدم تا ساعت 10 که بابا زنگ زد گفت شما تا صدای زنگو شنیدی نشستی رو تخت شروع کردی دست...
14 تير 1390

دخترم عسل

دختر نازم عسل کوچولوم الان ساعت 4 بعد از ظهر روز سه شنبه 14 تیر ماه سال 90 شمسیه.شما کنارم داری شیطونی میکنی منم تند تند تایپ میکنم.تازگیها یاد گرفتی میری پشت میز کامپیوتر و تمام سیماشو میکشی منم هر وقت میام کانکت شم میبینم که نمیتونم کلن عاشق سیمی هر جا ببینی میدویی میکشی براتم فرق نداره چی باشه.راستی دیشب بابایی ساعت تلفنو تنظیم کرده بود که صبح پا شه اما یادش رفته بود اون آهنگ جینگیلی مستونو از روش برداره وقتی ساعت 6 صبح تلفن زنگ خورد تو پاشدی ولی دیدم بابایی داره باهات حرف میزنه من که نا نداشتم پا شم گفتم بابا جون خودش باید خوابت کنه دیگه نفهمیدم تا ساعت 10 که بابا زنگ زد گفت شما تا صدای زنگو شنیدی نشستی رو تخت شروع کردی دست زدن .بابات...
14 تير 1390

9 ماهگی عسلی مامان

اینم چند تا از عکسای نفسم تو 9 ماهگی که دقیقن 29  خرداد ماه سال ١٣٩٠ گرفته شده     اینم یه  ژست دیگه از خانم خانما اینجا نفسم از حموم اومده   اینجا هم خانمی تازه از خواب پا شده خواب بعد از حموم که کلی میچسبه        ...
13 تير 1390

9 ماهگی عسلی مامان

اینم چند تا از عکسای نفسم تو 9 ماهگی که دقیقن 29 خرداد ماه سال ١٣٩٠ گرفته شده اینم یه ژست دیگه از خانم خانما اینجا نفسم از حموم اومده اینجا هم خانمی تازه از خواب پا شده خواب بعد از حموم که کلی میچسبه ...
13 تير 1390

عسل مامان دخمل عاشق موسیقی

نفس طلام.عسل قشنگم امروز شنبه ٢٨ خرداد ماه سال ١٣٩٠ شما نفس مامانی الان کنارمی و ساعتم ٤:٤٦ دقیقه بعد از ظهره.جیگر طلای مامان عاشق رقصو موسیقیه .فقط کافیه یه آهنگ بشنوه اونوقت شروع میکنه به تکون دادن خودش اینم یه عکس واسه تایید حرفام اینجوریاست که مامانی باورش میشه که این فرشته های کوچولو ذاتن عاشق شادی و رقصن. و اگر غیر این می یود میبایست با شنیدن یه آهنگ شاد سر به گریه میذاشتن. من اطمینان دارم که خدای آسمونا تمام آدمای روی زمین رو سزاوار شاد زیستن میدونه نه اشک و آه و گریه که تمام روح و روان آدمو داغون میکنه. در هر صورت نی نی ها عاشق رقصن حالا هر کی میتونه جل...
31 خرداد 1390